يحيى دولت آبادى
46
حيات يحيى ( فارسى )
چند روزه ريكا به تصرف آلمان درآمده بر عيش و سرور مردم افزوده مىشود . و اما ايران برلن - در برلن سفارتخانهء بىنام و نشانى از ايران هست سفيرش حسينقليخان نواب است از فرقهء دمكرات ايران و پيش از اين نامبرده شده است ديگر يك ادارهء روزنامه كاوه است با يك مؤسسهء كوچك ايرانى در ظاهر بنام اداره كاوه و در باطن دخيل كارهاى سياسى ايام جنگ مربوط بآلمان و ايران اعضاى اين اداره آقا سيد حسن تقىزاده است كه پيش از جنگ در امريكا و انگلستان بوده بعد از شروع بجنگ با آلمانها ظاهرا بستوبند كرده ببرلن آمده تنى چند از ايرانيان مقيم خارج را آنجا جمع كرده براى ايران تا آنجا كه بمنافع آلمان مفيد باشد يا بىضرر قدمى برداشته و مداخلات او و همراهانش تا يك اندازه در اقداماتى كه در اوايل يكهزار و سيصد و سى و چهار ( 1334 ه ) در تهران شده دخالت داشته چنان كه در اول همين جلد از كتاب نوشته شده و نگارنده خود جريان آن احوال را شاهد بوده است . اعضاى سوسيته برلن يكى محمد بن عبد الوهاب قزوينى است كه اكنون ميرزا محمد خان ناميده مىشود و پيش از اين هم در اين كتاب نام او برده شده او يكى از اشخاص آگاه است مخصوصا در فن تاريخ و خصوصا قسمت تاريخ مغول كه بر ديگر هموطنانش مزيت دارد . اعضاى اين سوسيته سياسى همه مرد سياست نيستند و اجتماع آنها در اين مركز از روى ضرورت بوده است كه در اينحال بتوانند امرار حيات نمايند . خلاصه امروز بايد از سرحد آلمان بيرون رفت و بعد از دو سال ديدن و شنيدن بسى اقوال و احوال حزنانگيز از حوزهء جنگجويان بدر شد ولى بايد دانست كه گذشتن از سرحد آلمان چندان بىزحمت نيست و قانون جستجو استثناء بردار نميباشد . بعد از ظهرى است بكنار درياى بالتيك ميرسم و در اين ساحل يكساعت در دست كاوشكنندگان گرفتاريم مسافرين را برهنه كرده بدن آنها را ميكاوند مبادا چيزى بر پوست بدن آنها نوشته شده باشد پس از آنكه محقق شد مسافر نوشته و يا هرچه در ايام جنگ بيرون بردنش از خاك آلمان ممنوع است همراه ندارد او را رخصت گذشتن و كشتى نشستن ميدهند اين تكليف را ادا كرده از آن محوطه در گذشته